
کلی حرف دارم. حرفهای این مدت. دوست دارم همه شون که نه ولی بیشترشون رو توی این دو روز باقی بر روی این صفحات مجازی حک کنم و بعدش برم. اگه بشه خوب میشه. در درجه ی اول خیلی دوست دارم که داستانی رو که ساختم و پرداختم بنویسم. طولانیه و با انواع حالات ساخته شده ولی میخوام که بمونه. نه مثل خیلی از داستان هایی که ساختم و به خاطر تنگنای وقت در همان ذهن ماندند و همانجا مردند. پ.ن:نظرات وب رو کلا از قالب حذف کردم.قبل تر هم توضیحاتی دادم.ولی این ازxa0 همون دوست داشتنی که نشدنیه...
ادامه مطلب
افرادی با چشمانی با رنگهای متغییر: قرمز از خشم... آبی از آسودگی خیال ... متلاطم از قرمز و آبی در خشم و غم زیاد ... فقط متلاطم از نگرانی ... خالی از اشک ناشی از خلقتشون. اینها شخصیت های اصلی سازنده داستان هستند(غیر انسان) فضا و مکان و اوضاع:متغییر احوال:متغییر توانایی ها:یکم فراتر از انسان زندگی و تمدن:مشابه انسان تکنولوژی:چندین گام جلوتر از انسان حضور:در بین انسانهاxa0...
ادامه مطلب