نهم و دهم تیر...
دلیلش سرگرم کننده بود!
تصمیم گرفتم دیگه در مورد بازیگرای فیلم توایلات سرچ نکنم
اصلا بمن چه زندگی شخصی شون ! اونا هم مثل همه ی مردم ...
خوبه.فعلا خوبه.فقط درگیری دارم با راضی کردن پدر که شب بیرون بریم
دلم شیشلیک میخواد خیلی (= ولی دلیلش نیست که خوردنشو پیشنهاد بدم :|
_دیروز خواب بدی دیدم.دیشب.انقدر که نمیتونستم بیدار شم.و وقتی بیدار
شدم تو اتاق تنها بودم.اصولا با تنها خوابیدن مشکلی ندارم ولی وقتی بعد از خواب
بد بیدار میشم نمیتونم تنها باشم...
موضوع خواب از این قرار بود که یکی از فامیلا یک عروسکی ساخته بود که خیلی
مخرب بود.من و چند نفر دیگه رو هم جمع کرده بود تا بهمون نشون بده و بعد خودش
تبدیل به یک نوع زامبی شد.همه فرار کردیم و پراکنده شدیم.منم از شهر رفتم و
وقتی برگشتم کل شهر زامبی شده بودن :/ اصن ی وضعی :/
همچنین خواب دیدم که تو راه مدرسه بودم.تنها.شب بود.برای امتحان میرفتم که یکهو
یکی اومد و دستمو گاز گرفت منم بیهوش شدم.وقتی بیدار شدم یکروز گذشته بود
و دو ساعت بعدش امتحان کامپیوتر داشتم و من تمام مدت بیهوش بودم و هیچی
نخونده بودم ...
+داستان رو نوشتم تا یکجاهایی.ازش راضی بودم ولی فعلا دیگه ادامه ندادم.چون
ادامه ش یکم سخت میشه نوشتنش و منم زیاد در توصیف صحنه های اکشن تجربه
ندارم و میترسم تا اینجا که خوب پیشرفته بقیه ش خراب شه.مشابهشو قبلا نوشتم
که زیاد مورد رضایتم نبود.
دوست دارم کتاب بخونم اما نمیدونم چه کتابی.فعلا فیلم می بینم ولی تصمیم دارم
یک سری هم به کتاب های درسیم بزنم.نمیدونم.شایدم نه...
+رضا عطاران اخیرا فیلمی ساخته به نام"دراکولا"
اسمش برام جذاب بود اما موضوعش نه.
معمولا بعد از دیدن فیلمهای خارجی برام سخته فیلم ایرانی ببینم:دی
+دیروز با خواهرم کارتون " لینگ و تائو " رو دیدیم.همه چی خوب بود تا اونجا که
تائو مرد :|
هیچی دیگه.حسابی کارتون حال گیری بود.بنظرم یک نوع بیماریه مردم آزاری در
وجود بعضی نویسندگان و کارگردانان وجود داره که میخوان تا اونجا که میتونن
حرص و اشک ملتو دربیارن !
دل نوشته های یک دانشجو آینده...ما را در سایت دل نوشته های یک دانشجو آینده دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 24