مهندس شدم!
-
تاریخ: 1396/11/6 ساعت: 23:35
با سلام! آقا بنده دانشجو شدم. الان دیگه مهندس به حساب میام. روزگار دانشجوییم روزگار جالبیه!فقط خدا بخیر بگذرونه دوست دارم از خاطراتم تو این چهارسال بنویسم. ان شاالله اسم دوستان و اهالی دانشگاه رو اختصاری مینویسم و می نویسم ! خب دیگه ملالی نیست جز اینکه ملالی نیست که البته به صورت تابع سینوسی افت و خ...
سه مهر ...
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 16:02
فردا جمعه و پس فردا ۳ مهر هست . روز آخر؟
نمی شود!
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 19:55
نمی شود اگر دلت با عده ای نیست در بینشان بمانی. اگرچه که خاطرات خوبی را هم از آنها به یاد داشته باشی. ولی تغییر آن عامل انکار ناپذیر جدایی است.جدایی از جمع دوستانی که زمانی بیشتر از دوستان دوست داشتنی بوده اند. ولی بهتر همان که بماند در خاطرات آن روز ها و جمع بازگشت ناپذیر؛اگرچه دلت نخواهد ...
کلی حرف
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 19:55
کلی حرف دارم. حرفهای این مدت. دوست دارم همه شون که نه ولی بیشترشون رو توی این دو روز باقی بر روی این صفحات مجازی حک کنم و بعدش برم. اگه بشه خوب میشه. در درجه ی اول خیلی دوست دارم که داستانی رو که ساختم و پرداختم بنویسم. طولانیه و با انواع حالات ساخته شده ولی میخوام که بمونه. نه مثل خیلی از داستان ها...
بررسی کلی شخصیت های اصلی داستان
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 19:54
افرادی با چشمانی با رنگهای متغییر: قرمز از خشم... آبی از آسودگی خیال ... متلاطم از قرمز و آبی در خشم و غم زیاد ... فقط متلاطم از نگرانی ... خالی از اشک ناشی از خلقتشون. اینها شخصیت های اصلی سازنده داستان هستند(غیر انسان) فضا و مکان و اوضاع:متغییر احوال:متغییر توانایی ها:یکم فراتر از انسان زندگی و تم...
علت و معلول!¡
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 1:46
شخصی نابغه در ۵ سالگی استاد دانشگاه بود.در ۱۹ سالگی فوت شد. برای شخص من چندان عجیب نبود این اتفاق.چرا که زندگی مسیر پیچیده ای است. با کلی رویداد های عجیب و غریب. شاید اگر همین الان برای روح اموات و این مرحوم فاتحه ای زیر لب بفرستید و سعی کنید مطلبی را تایپ کنید.برایتان جالب باشد که ببینید می شود. نم...
این قالب
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 1:46
یادمه زمانی که اولین بار از این قالب خوشم اومد و برای وبی به کار گرفتمش موقع تصمیمم به ساخت یک وبلاگ گروهی بود که چندان طرفدار پیدا نکرد و منم استمرار به خرج ندادم. و پس از مدت خیلی کوتاهی حذف شد. ولی هنوز که هنوزه این قالبو خیلی دوست دارم. متن دعوت نامه ی اون زمان در ادامه ی مطلب =>
۲۶ شهریور
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 20:08
امروز که از صبح بیدار شدم درواقع صبح خوابیدم و ظهر بیدار شدم حسابی اراده کردم برای درس خوندن. چشم باز کردم سر یک ربع مشغول حل کردن تحلیلی بودم که خداروشکر برگه تموم شد و فقط سه سوالشو نتونستم حل کنم و حوصله هم نداشتم روشون بیشتر وقت بذارم.بعد هم سریال در برابر آینده و ناهار و خواب تا هشت و نیم شب. ی...
اشتباهات
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 20:08
عمدتا اشتباهات خسارت هایی رو به دنبال دارند. نمیشه ازش چشم پوشید. ولی مهم تر اینه که اشتباه رو زودتر خاتمه داد. و مهم تر از همه چیز در زندگی این هست که اعمالمون هرچی که هستن در هیچ قسمت مغایر با فرمان پروردگارمون نباشن که در این صورت خسران روی خسران هست.
9 و ۱۰ و خواب و دراکولا!
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 20:00
دو روز جالبی بود. نهم و دهم تیر... دلیلش سرگرم کننده بود! تصمیم گرفتم دیگه در مورد بازیگرای فیلم توایلات سرچ نکنم اصلا بمن چه زندگی شخصی شون ! اونا هم مثل همه ی مردم ... خوبه.فعلا خوبه.فقط درگیری دارم با راضی کردن پدر که شب بیرون بریم دلم شیشلیک میخواد خیلی (= ولی دلیلش نیست که خوردنشو پیشنهاد بدم :...
خواب های طولانی
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 20:00
نمیدونم چرا دو روزه که نمیتونم روزه بگیرم انقدر زیاد میخوابم! مثلا دیشب از ۱۱ خوابیدم تا الان ... موقع سحر فقط یک آن بیدار شدم.گشنم بود.هی میخواستم بگم آقا من غذا میخوام جمع نکنید سفره رو که نشد.یعنی دوباره خوابیدم و تمام صحبت ها تو ذهنم انجام شد! و امان از این خوابهای طولانی. با اینکه طولانی بود ول...
زندگی خارجکی اسلامی
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 19:59
دیروز تو اینستا پیج کسی رو دیدم که خارج زندگی میکرد و از طرفی حجاب کامل و مناسب رو داشت.در نگاه اول این عالی بود و در نگاه بعد با توجه به پست هایی که میذاشت،اخلاق زیبایی هم درش وجود داشت که بنظرم فوق العاده بود.و خب خوشبختی قطعا حق چنین انسانی هست که با انسانیت و درست و سالم زندگی میکنه و خداروشکر ه...
هوووم
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 19:59
من فرق کردم.ظاهرا که خودمم ولی نیستم. انتظار دارن همون فرده قبلی باشم ولی نیستم... نمیگم ۳۶۰ درجه از خودم دور شدم و هم اکنون یک انسان تازه متولد شده ام؛ ولی عقایدم،افکارم،اخلاقیاتم،نیازهام،رفتارام و اینا خیلی فرق کردن. تقصیر من نیست.من نمیخوام از اینکه عوض شدم باعث شم کسی ناراحت شه. ولی نمیشه...خودم...
این چند وقت
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 19:59
سلام. امروز بعد از کلی پراکندگی اوضاع و افکار،تصمیم گرفتم سر و سامونی به همشون بدم.وبلاگ اصلی و وبلاگ اخیرم را ادغام کردم و آدرسش را تغییر دادم.حالا علت چی بود؟ حدودا دو هفته میشه که مدرسه ها تعطیل شده و منم تصمیم گرفتم در کنار درس وقت گذرونی تفریحی هم داشته باشم.چون فقط تلگرام و کانال گیزمیز بود، ح...
این چند وقت ۲
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 19:59
اولین موردی که پیش اومد شروع کلاسهای تابستون از اول مهر بود که هشتم مهر تموم شد. مورد بعد هم کشیدن و جراحی دندان های عقل فک پایینم بود. کلا اینکه تابستون خیلی سخت و پر کاری بود. دیگه خستگی در این حد که دو صفحه ماجرا رو در دو خط خلاصه کردم. حالا بعدا حوصله داشتم بیشتر توضیح میدم.
۲۴ شهریور ۹۵
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 19:59
امروز پدر و مادر تصمیم داشتن جهت انجام کاری برن بیرون.منم از اونجایی که از صبح بیرون رفتن چندان خوشم نمیاد،اصرار کردم که امشب باهاشون برم و بعدش بریم جهت خرید کفش برای عروسی که شنبه هست.اونا هم قبول کردن. بله شنبه عروسی یکی از فامیلاست.که اتفاقا خیلیم خوبه.یعنی بعد این همه درس و سختی جون میده برای ب...