خرید بک لینک
با سلام!

آقا بنده دانشجو شدم.

الان دیگه مهندس به حساب میام.

روزگار دانشجوییم روزگار جالبیه!فقط خدا بخیر بگذرونه

دوست دارم از خاطراتم تو این چهارسال بنویسم.

ان شاالله اسم دوستان و اهالی دانشگاه رو اختصاری مینویسم و می نویسم !

خب دیگه ملالی نیست جز اینکه ملالی نیست که البته به صورت تابع سینوسی افت و خیز داره!

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم دی ۱۳۹۶ساعت 3:8 PM توسط دانشجو 96 |

برچسب: نویسنده: مبین سامانی تاريخ: جمعه 6 بهمن 1396 ساعت: 23:35

فردا جمعه و پس فردا ۳ مهر هست .

روز آخر؟

برچسب: مهریه سه دانگ خانه,مهر سه تار,مهرهای سه تار,مهر سه رنگ,سنتور سه مهر,سه ستاره مهران مدیری,تنبک سه مهر شیرانی,سنتور سه مهر رضوانی,سه معنی مهر,سه تار مهر عطا, نویسنده: مبین سامانی تاريخ: پنجشنبه 1 مهر 1395 ساعت: 16:02

نمی شود اگر دلت با عده ای نیست در بینشان بمانی.

اگرچه که خاطرات خوبی را هم از آنها به یاد داشته باشی.

ولی تغییر آن عامل انکار ناپذیر جدایی است.جدایی از جمع دوستانی که زمانی

بیشتر از دوستان دوست داشتنی بوده اند.

ولی بهتر همان که بماند در خاطرات آن روز ها و جمع بازگشت ناپذیر؛اگرچه

دلت نخواهد ...

برچسب: نمیشود که نمیشود,نمیشود که تو باشی,نمی شود,گاهی نمی شود,شارژ نمیشود 1280,چرا نمیشود ایمیل ساخت,گاهي نمي شود,گاهی نمیشود که نمیشود,شارژ نمی شود 1202,فلش فرمت نمی شود, نویسنده: مبین سامانی تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 19:55

کلی حرف دارم. حرفهای این مدت. دوست دارم همه شون که نه ولی بیشترشون رو توی این دو روز باقی بر روی این صفحات مجازی حک کنم و بعدش برم. اگه بشه خوب میشه. در درجه ی اول خیلی دوست دارم که داستانی رو که ساختم و پرداختم بنویسم. طولانیه و با انواع حالات ساخته شده ولی میخوام که بمونه. نه مثل خیلی از داستان هایی که ساختم و به خاطر تنگنای وقت در همان ذهن ماندند و همانجا مردند. پ.ن:نظرات وب رو کلا از قالب حذف کردم.قبل تر هم توضیحاتی دادم.ولی این از همون دوست داشتنی که نشدنیهادامه مطلب

برچسب: کلی حرف موند تو دلم,کلی حرف,کلی حرف پشتمون,کلی حرف قشنگ,کلی حرف نگفته,کلی حرف عاشقانه,کلی حرف دارم,کلی حرف بود تو دلم,کلی حرف دل, نویسنده: مبین سامانی تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 19:55

افرادی با چشمانی با رنگهای متغییر:

قرمز از خشم...

آبی از آسودگی خیال ...

متلاطم از قرمز و آبی در خشم و غم زیاد ...

فقط متلاطم از نگرانی ...

خالی از اشک ناشی از خلقتشون.

اینها شخصیت های اصلی سازنده داستان هستند(غیر انسان)

فضا و مکان و اوضاع:متغییر

احوال:متغییر

توانایی ها:یکم فراتر از انسان

زندگی و تمدن:مشابه انسان

تکنولوژی:چندین گام جلوتر از انسان

حضور:در بین انسانها

برچسب: نویسنده: مبین سامانی تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 19:54

شخصی نابغه در ۵ سالگی استاد دانشگاه بود.در ۱۹ سالگی فوت شد. برای شخص من چندان عجیب نبود این اتفاق.چرا که زندگی مسیر پیچیده ای است. با کلی رویداد های عجیب و غریب. شاید اگر همین الان برای روح اموات و این مرحوم فاتحه ای زیر لب بفرستید و سعی کنید مطلبی را تایپ کنید.برایتان جالب باشد که ببینید می شود. نمی دانم چرا.علارغم میل باطنی حوصله نوشتن در مورد این مبحث فوق العاده طولانی و در هم پیچیده را ندارم. بیشتر دوست دارم به زبان کتابی،بخشی از افکارم را هر چند پراکنده بنویسم. نظرات وبم را بستم چون به حق برای کسی نمی نویسم یا مثلا اینکه کسی نظری بدهد و تعامل و گفت وادامه مطلب

برچسب: علت و معلول به انگلیسی,علت و معلول چیست؟,علت و معلول در دینی,علت و معلول در فلسفه,علت و معلول وجود خدا,علت و معلول چيست,علت و معلول یعنی چه,علت و معلول به زبان ساده,علت و معلول کنکور,علت و معلول در زبان انگلیسی, نویسنده: مبین سامانی تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 1:46

یادمه زمانی که اولین بار از این قالب خوشم اومد و برای وبی به کار گرفتمش

موقع تصمیمم به ساخت یک وبلاگ گروهی بود که چندان طرفدار پیدا نکرد

و منم استمرار به خرج ندادم.

و پس از مدت خیلی کوتاهی حذف شد.

ولی هنوز که هنوزه این قالبو خیلی دوست دارم.

متن دعوت نامه ی اون زمان در ادامه ی مطلب =>

برچسب: قالب این دیزاین,اين اجد قوالب المعمول,اين يوجد قالب navbar,اين اجد قالب الهيدر, نویسنده: مبین سامانی تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 1:46

امروز که از صبح بیدار شدم درواقع صبح خوابیدم و ظهر بیدار شدم حسابی اراده کردم برای درس خوندن. چشم باز کردم سر یک ربع مشغول حل کردن تحلیلی بودم که خداروشکر برگه تموم شد و فقط سه سوالشو نتونستم حل کنم و حوصله هم نداشتم روشون بیشتر وقت بذارم.بعد هم سریال در برابر آینده و ناهار و خواب تا هشت و نیم شب. یعنی واقعا این مدت احساس خستگی شدیدی دارم مدام که اصلا نمیتونم درس بخونم. این شد که اصلا سراغ پایه و گسسته نرفتم.حالا ان شاالله فردا صبح یک نگاهی به تحلیلی و پایه و گسسته میندازم و بعدش تا سه شنبه استراحت مطلق. اون چیزیم که میخواستم برای دندانپزشکم درست کنم،درادامه مطلب

برچسب: ۲۶ شهریور,۲۶ شهریور روز پسر,فال روزانه ۲۶ شهریور,قیمت دلار ۲۶ شهریور, نویسنده: مبین سامانی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 20:08

عمدتا اشتباهات خسارت هایی رو به دنبال دارند.

نمیشه ازش چشم پوشید.

ولی مهم تر اینه که اشتباه رو زودتر خاتمه داد.

و مهم تر از همه چیز در زندگی این هست که اعمالمون هرچی که هستن در هیچ

قسمت مغایر با فرمان پروردگارمون نباشن که در این صورت خسران روی خسران

هست.

برچسب: اشتباهات قرآن,اشتباهات موجود در قران,اشتباهات پزشکی در ایران,اشتباهات,اشتباهات انجیل,اشتباهات زندگی,اشتباهات علمی قرآن,اشتباهات علمی در قرآن, نویسنده: مبین سامانی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 20:08

دو روز جالبی بود. نهم و دهم تیر... دلیلش سرگرم کننده بود! تصمیم گرفتم دیگه در مورد بازیگرای فیلم توایلات سرچ نکنم اصلا بمن چه زندگی شخصی شون ! اونا هم مثل همه ی مردم ... خوبه.فعلا خوبه.فقط درگیری دارم با راضی کردن پدر که شب بیرون بریم دلم شیشلیک میخواد خیلی (= ولی دلیلش نیست که خوردنشو پیشنهاد بدم :| _دیروز خواب بدی دیدم.دیشب.انقدر که نمیتونستم بیدار شم.و وقتی بیدار شدم تو اتاق تنها بودم.اصولا با تنها خوابیدن مشکلی ندارم ولی وقتی بعد از خواب بد بیدار میشم نمیتونم تنها باشم... موضوع خواب از این قرار بود که یکی از فامیلا یک عروسکی ساخته بود که خیلی مخرب بود.مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین سامانی تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 20:00

نمیدونم چرا دو روزه که نمیتونم روزه بگیرم انقدر زیاد میخوابم! مثلا دیشب از ۱۱ خوابیدم تا الان ... موقع سحر فقط یک آن بیدار شدم.گشنم بود.هی میخواستم بگم آقا من غذا میخوام جمع نکنید سفره رو که نشد.یعنی دوباره خوابیدم و تمام صحبت ها تو ذهنم انجام شد! و امان از این خوابهای طولانی. با اینکه طولانی بود ولی هر چی فکر کردم جز کیک و آبمیوه پرتقالش(:دی)صحنه ای به طور خیلی واضح تو ذهنم نمونده و اصلا اصل خواب یادم رفته :/ حالا اگه بخوام بنویسم هم انسجام نداره.پس بیخیال :دی ادامه مطلب

برچسب: خواب های طولانی,تعبیر خواب های طولانی, نویسنده: مبین سامانی تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 20:00

دیروز تو اینستا پیج کسی رو دیدم که خارج زندگی میکرد و از طرفی حجاب کامل و مناسب رو داشت.در نگاه اول این عالی بود و در نگاه بعد با توجه به پست هایی که میذاشت،اخلاق زیبایی هم درش وجود داشت که بنظرم فوق العاده بود.و خب خوشبختی قطعا حق چنین انسانی هست که با انسانیت و درست و سالم زندگی میکنه و خداروشکر همین رو هم دارا بود. فکر کنم برای اولین بار تونستم خوشبختی توام با اسلام رو به طور کامل ببینم. یعنی با توجه به فیلمهای خارجی ای که می دیدم اصلا برام قابل تصور نبود که مثلا فردی هم مسلمون باشه،هم خوشبخت و در حد اونها صاحب لذت. ولی مشخصه که غرب اصلا تمایلی به نشوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین سامانی تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 19:59

من فرق کردم.ظاهرا که خودمم ولی نیستم. انتظار دارن همون فرده قبلی باشم ولی نیستم... نمیگم ۳۶۰ درجه از خودم دور شدم و هم اکنون یک انسان تازه متولد شده ام؛ ولی عقایدم،افکارم،اخلاقیاتم،نیازهام،رفتارام و اینا خیلی فرق کردن. تقصیر من نیست.من نمیخوام از اینکه عوض شدم باعث شم کسی ناراحت شه. ولی نمیشه...خودمم به سختی با زندگیم و افکارم کنار میام و حسابی باهاشون درگیرم.واقعا نمیتونم چندان روی موضوعات بقیه متمرکز بشم و اصلا نمیتونم. امیدوارم خدا کمک کنه ...به من ... بقیه... نمیخوام بد باشم.من عوض شدم ولی بد نشدم! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین سامانی تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 19:59

سلام. امروز بعد از کلی پراکندگی اوضاع و افکار،تصمیم گرفتم سر و سامونی به همشون بدم.وبلاگ اصلی و وبلاگ اخیرم را ادغام کردم و آدرسش را تغییر دادم.حالا علت چی بود؟ حدودا دو هفته میشه که مدرسه ها تعطیل شده و منم تصمیم گرفتم در کنار درس وقت گذرونی تفریحی هم داشته باشم.چون فقط تلگرام و کانال گیزمیز بود، حوصله ام حسابی سر می رفت و به جیم و وبلاگ جیمیا و اینستاشون سر میزدم البته علارغم علاقه قلبیم و صرفا جهت وقت گذرونی.حالا بگذریم از بحث جیم و عوامل و کاربراش که دیگه هیچ حس خوبی نسبت بهشون ندارم.که بگذریم... این شد که وبلاگ رو راه انداختم تا تو این ده روزه باقیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین سامانی تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 19:59

اولین موردی که پیش اومد شروع کلاسهای تابستون از اول مهر بود که

هشتم مهر تموم شد.

مورد بعد هم کشیدن و جراحی دندان های عقل فک پایینم بود.

کلا اینکه تابستون خیلی سخت و پر کاری بود.

دیگه خستگی در این حد که دو صفحه ماجرا رو در دو خط خلاصه کردم.

حالا بعدا حوصله داشتم بیشتر توضیح میدم.

برچسب: نویسنده: مبین سامانی تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 19:59

صفحه بندی